تبليغاتX

Èå ÍÑãÊ ÈÇÑÇä, åÑ æäå ˜í ÈÑÏÇÑí, æáæ ÏæÓÊÇäå, ãÌÇÒ äÜíÜÓÜÊ

SwissCash Investor

شنبه شانزدهم خرداد 1388

شایعه بازار

امروز شنبه ۱۶/ ۳/ ۱۳۸۸ 
دوستان من هستم ولی اون نیست! چه کنیم که چاره نداریم با این وجود من باهاتونم
 

23:15 | رضا |

یکشنبه سوم شهریور 1387

یک تجربه

 
گذشته رو مرور میکردم چیزای جالبی دستم اومد و بعنوان تجربه باید بکار بست. شاید بعضی ها بگن گذشته گذشته ، به آینده باید نگاه کرد. این حرف درسته اما باید از گذشته پند گرفت
میدونید نمیگم خودم چون روم نمیشه بخاطر حماقتم خجالت میکشم. میگم یکی از دوستان نزدیک هشتاد و پنج هزار دلار اینوست کرد.!! چه حماقتی. میگن طمع آدمو هلاک میکنه همینه. اون زمان که این مبلغ رو اینوست کرد یه جایی اطراف این شهر درندشت زمین متری سی هزار تومان بود. راحت میتونست دوهزار متر یا بیشتر بخره. حالا فکر میکنید اون زمینا متری چند شده اگه بشنوید مختون سوت میکشه متری یک میلیون میدونید یعنی چی یعنی اون پول تو این مملکت به در و پیکر بی صاحب ظرف چند ماه، کم کم دو میلیارد شده بود. حالا سوئیس کش خودشو میکشت چند سال دیگه میتونست همچین پولی را با ضمانت صدردصد بده..... ر
اما یه چیز دیگه هم تجربه کردم که خیلی مفید بود و اونم اینکه که با زندگی مردم نباید بازی کرد اونم به خاطر این پول کثیف. من خدا را صد هزار مرتبه شکر پایین دستی هیچی نداشتم و با زندگی مردم بازی نکردم از اولش هم به همین نیت که زیر دستی نداشته باشم وارد شدم
 

22:24 | رضا

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

چت روم برای تبادل اطلاعات

سلام

مدت ها بود تو این فکر بودم سرمایه گذاران سوئیس کش تنها به نوشته ها اکتفا می کنند و امکانی وجود نداشت که به صورت ملموس از نزدیک با هم ارتباط داشته باشد. به این جهت این وب لاگ را پایه گذاری کردم تا راحتر با هم ارتباط داشته باشیم و اطلاعات سریعتر رد و بدل شود. دوستانی که دوست دارند، هر روز صبح ساعت ۸ ، بعد از ظهرساعت ۲ و شب ساعت ۹ به بعد  جمع شوند تا نظرات همدیگرو بشنویم و اینکه، کاریه که شده، فکر چاره باید بود. یه چیز جالبی هم که باید بگم نتیجه رای گیریه که نزدیک به ۹۰ درصد اینوستورها به بازگشت سوئیس کش خوشبین هستند، هرچند تعدادشون کمه ولی جالبه. لطفا شما هم رای بدید. با آرزوی موفقیت برای شما دوستان.    سوئیسی


11:55 | رضا |

جمعه سی ام فروردین 1387

تظاهرات بر علیه سوئیس کش

بنده خدا، هانس، من که تحسینش میکنم. او تنها کسی بود که فقط حرف نزد. خواست یک کاری بکنه بلکه سرمایه گذارهای سوئیس کش یه تکانی بخورند. به امید اینکه یه چراغی روشن بشه. ولی افسوس که استقبال نشد. میدونید تا حالا چند نفر به این راهپیمایی رای مثبت دادند؟. ... واقعاْ که... ما عجب آدمایی هستیم. پولمنو خوردند رفتند یه لیوان آبم روش. انگار نه انگار. این زحمتو به خودمون هم نمی دیم حداقلِ کارو انجام بدیم و یه سروصدایی راه بندازیم اقلا به خودمون گفته باشیم که.... هرچی در توانمون بود انجام دادیم. نشد دیگه. نشددددددد.

اما این یکی شایعه نیست و هانس مدیر وبلاگ سرمایه گذارهای آلمانی و اروپایی پیشنهاد داده و اونم اینکه که سرمایه گذارهای کشورهای مختلف میخوان یک تظاهرات بزرگ بر علیه سوئیس کش توی یکی از کشورها مثل مالزی برگزار کنند. به نظر من کار خیلی خوبیه، اقلا یکی صدامونو میشنوه و اون بالابالایی ها، یک ترسی بهشون دست میده. تصور کنید یک تظاهرات چند ده هزار نفری، چه کارا که می تونه بکنه. من که به شخصه به مالزی میرم. این مقدار سرمایه که از دست دادم، خرج یک مسافرت هم روش هم فاله هم تماشا. البته این طرح در حال پایه ریزیه و تا چند روزه دیگه جزئیتاتش (از قبیل تاریخ و ساعت و مکان و نوع بیانیه) توی وبلاگ هانس گذاشته میشه.

HanssDemonstrate.jpg picture by hanshonsowitz


16:45 | رضا

شنبه بیستم بهمن 1386

ثروت مسئله هشیاری است

سلام.
این نوشته رو "آی سان" توی نظرات یکی از وبلاگها نوشته بود. حیفم اومد اینو تو وبلاگم نذارم.

نویسنده: آی سان

دوستان نیک اندیش خسته نباشید.
ثروت مسئله هشیاری است .
فرانسوی ها قصه ای دارند که گویای همین حقیقت است : مردی فقیر از جاده ای می گذشت که مسافری او را متوقف کرد و گفت :((رفیق می بینم که فقیری . بیا این طلا را بگیر و بفروش تا سراسر عمرت غرق ثروت باشی.))
فقیر از این خوش اقبالی به وجد آمد و طلا را به خانه آورد. بی درنگ کاری یافت و چنان ثروتمند شد که هرگز طلا را نفروخت . سالها گذشت و او که مردی متمول شده بود روزی در راهی به مرد فقیری برخورد و گفت :(( بیا رفیق ! من این طلا را به تو می دهم تا سراسر عمر غرق ثروت باشی.))
مرد مسکین طلا را گرفت و نگاهی به آن انداخت و گفت:(( اما این که برنجی بیش نیست !)) پس می بینیم که مرد نخست با احساس دولتمندی و با این اندیشه که آن قطعه فلز طلا است غنی شد.
هر انسانی در درون خویش ، صاحب یک تکه طلا است. این هشیاری آدمی از طلا و توانگری است که راه هر ثروتی را بر زندگیش می گشاید. آدمی به هنگام طلب ، از پایان سفر خود می آغازد.یعنی ندا در می دهد که پیشاپیش ستانده است .
آری دوستان من سفر به سوی توانگری را باید از انتها آغاز کرد . یعنی اینکه اول خود را توانگر ببینید و برای این توانگری که خدا شما ارزانی کرده شکر گزاری کنید تا آن توانگری را به چشم ببینید .(( باور کنید تا ببینید))


0:9 | رضا